کار و فناوری
آموزش کار و فناوری دوره اول متوسطه
با سلام وبلاگ آموزش کار و فناوری جهت ایجاد انگیزه و یادگیری مطالبی مربوط به درس کار و فناوری برای دانش آموزان گرد آوری می شود جهت ارتباط با اینجانب در قسمت "تماس با ما" نظر دهید با تشکر کتاب کسب درآمد از اینترنت در ۷ روز کتاب کسب درآمد از اینترنت در ۷ روز کتاب کسب درآمد از اینترنت در ۷ روز
نگارش در تاريخ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 توسط "دبیر کار و فناوری تنکابن"

هدفهای آموزشی انفرادی

همان گونه که روشهای سخنرانی و بحث گروهی برای هدفهای آموزشی خاصی مناسبند ، در بسیاری از مواقع لازم است شاگردان به تنهایی کار کنند ، اما این مواقع چه زمان هایی هستند ؟ یا در چه مواقعی شاگرد را می توان در اجرای فعالیتهای آموزشی با مجموعه ای از مطالب چاپ شده یا آموزش برنامه ای تنها گذاشت ؟ پاسخ به چنین سؤالهایی احتیاج به شناخت هدفهای آموزشی و تحلیل آنها دارد؟ ولی اینکه آموزش انفرادی چه هدفهایی را دنبال می کند ، به شرح ذیل است :

1 . رعایت تفاوتهای فردی : انفرادی کردن آموزش یکی از پدیده های مهم سالهای اخیر نظامهای آموزشی است . بارها معلمان و مربیان آموزشی نسبت به میزان کارایی روشهای سنتی تردید کرده و عدم رضایت خود را ابراز داشته اند . این عدم رضایت تا حدودی ناشی از تفاوتهای فردی موجود بین شاگردان بوده است . تفاوتهای فردی ، حداقل از دهه 1920 ، مورد توجه بسیاری از صاحب نظران تربیتی واقع شده است ، زیرا در این سالها بود که با اجرای آزمونهای مختلف ، به میزان اختلاف بهره هوشی شاگردان پی بردند . طبیعی است که تفاوتهای فردی کار معلم و مربی را در روشهای سنتی و معمول بسیار پیچیده و مشکل می سازد . تفاوتهای فردی ، روش سخنرانی و حتی روش بحث گروهی را که در آن یک موضوع واحد با یک روش خاص برای همه اجرا می شود ، آشکارا زیر سؤال برده است . اگر در کلاس تفاوتهای فردی در نظر گرفته نشود ، خستگی ، انزجار و تفکر از فعالیتهای آموزشی تقویت خواهد شد . راه حل طبیعی چنین مشکلی به کار گیری روشهای آموزشی انفرادی یا طبقه بندی شاگردان بر اساس تواناییهاست . البته باید توجه داشت که تکنیکهای آموزش انفرادی به صورت گروهبندی می تواند مشکل ویژگیهای ثابت شاگردان را حل کند ، ولی هرگز قادر به حل مشکل ویژگی های متغیر آنان نیست ؛ مثلاً چه بسا شاگردان در یک موضوع خاص ، استعدادی یکسان ، ولی قدرت درک و دریافت متفاوتی داشته باشند و ممکن است پاسخ به یک شاگرد ، برای شاگرد دیگر حتی در یک گروه همسنخ ارضا کننده نباشد .

2 .  رشد استقلال در عمل و یادگیری . گذشته از اینکه در آموزش انفرادی ، شاگردان می توانند با توجه به استعداد خود به هدفهای آموزشی دست یابند ، روش آموختن را نیز یاد می گیرند ؛ یعنی در روش آموزش انفرادی ، شاگردان « یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند » و این خود یکی از هدفهای مهم آموزشی است ؛ زیرا شاگردان باید قادر باشند پس از ترک مدرسه یادگیری را ادامه دهند.

3 . عادت به مطالعه . معمولاً معلمان و شاگردان انتظار دارند که وقتی در مدرسه یا منزل به تنهایی کار می کنند ، بیشتر یاد بگیرند . این هدف معمولاً از طریق آموزش انفرادی تحقق می یابد و شاگردان با این روش معلومات زیادتری کسب می کنند . کسب معلومات بیشتر رضایت از فعالیتهای آموزشی را فراهم می کند و بر اثر ادامه فعالیت ، شاگرد به مطالعه عادت می کند و استمرار این عمل ، عادت به مطالعه را در او تقویت خواهد کرد .

4 . ایجاد مهارت در مطالعه . معلم می تواند با ارائه روشهای صحیح ، بر مهارت شاگردان به هنگام مطالعه بیفزاید . رابینسون در سال 1970 در این زمینه ، روش مطالعه SQ3R را پیشنهاد کرده است . مراحل این روش عبارت است از :

الف ) مطالعه اجمالی ؛ یعنی مطالعه عناوین و یادآوری اطلاعات گذشته ؛

ب ) سؤال ( ایجاد سؤالهایی در ذهن ) ؛ یعنی برگرداندن عناوین کتاب به سؤالهایی که احتمالاً پاسخ آنها باید داده شود ؛

ج ) مطالعه ( خواندن ) ؛ یعنی قرائت دقیق متن برای یافتن پاسخ سؤالات ؛

د ) از بر خواندن ؛ یعنی تلاش برای یافتن پاسخهای دقیق تر سؤالات ، بدون استفاده از کتاب ؛

هـ ) بازنگری ؛ یعنی مرور یادداشتها و به یاد آوردن نکات مهم .

5 . مطالعه خود هدایت شده و مستقل . معلم ممکن است تکلیفی به فراگیر واگذار کند که انجام دادن آن روزها یا هفته ها به طول بینجامد . او ممکن است شاگرد را برای انجام دادن این کار از حضور در کلاس رسمی معاف کند . این نوع آموزش زمینه را برای مطالعه « خود هدایت شده و مستقل» فراهم می سازد . محققان با توجه به مشاهده 150 نمونه از شاگردان دریافته اند که هر گاه هدفهای فعالیتهای آموزشی برای شاگردان با ارزش باشد ، یادگیری بارزتر می شود و شاگردان کار را منظم تر انجام می دهند . به علاوه آنان با استفاده از منابع تشویق می شوند و در نتیجه ، ماحصل یادگیری بهتر و بیشتر از آن چیزی خواهد بود که شاگردان توانایی اش را داشتند . برای مطالعه مستقل ، معلمان اغلب باید چند نکته را برای شاگردان روشن کنند : الف ) موضوع آموزش ؛ ب ) روشی که شاگردان می توانند اطلاعات یا مهارت لازم را به دست آورند ؛ ج ) منابع مورد استفاده ؛ د ) مراحل انجام دادن کار در اجرا ؛ هـ ) زمان مورد نیاز ؛ و ) روش ارزشیابی کار .

البته میزان استقلال در انجام دادن تکالیف دارای درجات متفاوتی است . گاه معلم می تواند موضوع را به شاگرد بدهد یا معلم و شاگرد با هم به انتخاب موضوع همت بگمارند یا اینکه شاگردان کاملاً مستقل عمل کنند . اینکه شاگردان تا چه حد باید مستقل باشند ، به عواملی همچون میزان رشد و بلوغ و هدفهای آموزشی بستگی دارد .

 

روشهای مختلف آموزش انفرادی

آموزش انفرادی ممکن است با توجه به امکانات و شرایط ، به روشهای مختلفی سازماندهی و اجرا شود . ما در ادامه بحث ، تعدادی از این روشها را مورد مطالعه قرار می دهیم .

تدریس خصوصی

یکی از انواع روشهای آموزش انفرادی روش تدریس خصوصی است . این روش را می توان در تمام سطوح تحصیلی به کار گرفت . اساس کار در این نوع آموزش توجه به زمینه ها ، علایق و تواناییهای شخصی شاگردان است و شاگرد فردی است که معمولاً نمی تواند در آموزشهای گروهی چندان موفقیتی کسب کند . در اکثر برنامه های آموزشی ، به جای استفاده از معلم ، معمولاً از شاگردان استفاده می شود . در این حالت ، معلم خصوصی معلم متخصص و با مهارتی نیست ، بلکه تنها ممکن است نسبت به شاگردان ، چند سال تجربه آموزشی بیشتری داشته باشد یا ممکن است بزرگسالی باشد که قبل از دریافت برنامه ، هیچ گونه آموزش خاصی در زمینه تعلیم و تربیت ندیده باشد . در این حالت، هدف از آموزش علاوه بر کمک به شاگرد ، کمک به یاد دهنده نیز هست ، زیرا با فعالیتهای تدریس در آموزش خصوصی ، پاره ای از مهارتهای معلم نیز تقویت می شود .

به هر حال ، در تدریس خصوصی ، معلم باید به یک مجموعه عوامل تقویت کننده مثبت مجهز باشد . در این روش ، اکثر شاگردان تجربه تلخی از شکست در ذهن دارند و اگر آموزش آنان نتیجه بخش نباشد ، تجربه ناموفق دیگری به تجربیات قبلی آنان افزوده خواهد شد و ممکن است اعتماد به نفس خود را در پیشرفت تحصیلی از دست بدهند ؛ بنابراین ، معلم باید با محترم شمردن و ارزش قائل شدن برای شاگرد ، محیط آموزشی صمیمی و گرمی به وجود آورد و نباید شاگرد خصوصی اش را با سایر شاگردان مقایسه کند ، بلکه باید پیشرفت کارش را با کارهای گذشته اش مقایسه کند و اگر پیشرفت تحصیلی او حتی از حد معمول پایین تر باشد ، ولی نسبت به گذشته اش بیشتر شده باشد ، باید مورد تشویق قرار گیرد . جلسات آموزشی باید به اندازه کافی کوتاه مدت باشد تا شاگرد از آموزش خسته و بیزار و یا متنفر نشود .

محیط آموزشی باید راحت ، همراه با تفریح و مناسب با سن و وضعیت تحصیلی فرد سازماندهی شود . معلم باید سعی کند که رابطه خود را با شاگرد دلپذیز و مثبت سازد . اکثر معلمان در فعالیتهای آموزشی برای تشویق شاگردانش به آنان می گویند که « مباحث و تکالیف ارائه شده آسان است ، نگران نشوید » ، اما توصیه می شود به شاگرد گفته نشود که وظایف محوله آسان است ، بلکه گفته شود وظیفه یا مسأله داده شده نسبتاً مشکل ، اما عملی است . در این صورت ، اگر شاگرد موفق شود ، اعتماد به نفس پیدا می کند و تأثیر پاداش بیشتر می شود و اگر احیاناً شکست بخورد ، اعتماد به نفس خود را از دست نخواهد داد .

 

آموزش برنامه ای ( PI )

در سال 1954 ، در زمینه آموزش ، نظریه جدید و نوید بخشی پدید آمد . اسکینر در یک مقاله معروف با عنوان « علم یادگیری و هنر تدریس » بیماری های موجود تدریس و یادگیری را در مدارس تحلیل کرد و راه درمان آن را پیشنهاد نمود . اسکینر در آزمایش با موشها و کبوترهایش به یافته های جدیدی دست یافته بود و بر اساس همین یافته ها بود که آموزش برنامه ای را پیشنهاد کرد .

آموزش برنامه ای یک نظام آموزش انفرادی است که کوشش می کند یادگیری را با نیازهای شاگردان هماهنگ سازد . این روش بر اساس مجموعه ای از هدفهای رفتاری پی ریزی شده است و در واقع ، کاربردی است از روان شناسی یادگیری در تدریس . در این روش ، مواد آموزشی به واحدهایی کوچک تقسیم می شود که چهارچوب یا گام نامیده می شود . در هر گام ، تکلیفی مشخص شده است که باید از طریق انجام دادن آن به هدف رفتاری آن چهار چوب دست یافت . این گامها بر اساس دانش قبلی شاگرد تنظیم شده است ، به طوری که هر گاه معلومات جدیدی به معلومات قبلی شاگرد اضافه می کند . گامها و مراحل ان باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که شاگرد را به هدفهای نهایی نزدیک کنند . محاسن آموزش برنامه ای را در چند زمینه می توانیم مورد توجه قرار دهیم :   

اولاً ، در هر نوبت ، توجه شاگرد بر مقدار کمی از مطالب مورد یادگیری متمرکز می شود ؛ ثانیاً با فعال بودن شاگرد در پاسخگویی به هر سؤال ، یادگیری تسهیل می شود ؛ ثالثاً ، شاگرد با دریافت فوری ( بازخورد ) تقویت می شود یا می تواند اشتباهاتش را اصلاح کند ؛ سرانجام ، در چنین روشی ، شاگرد بر اساس توانایی و آهنگ یادگیری خود به جلو می رود .

به منظور تهیه محتوای آموزش برنامه ای ، ابتدا باید هدفهای یادگیری به طور دقیق و صریح ، تعریف و سپس در قالب مجموعه ای از تکالیف مرتبط به هم ، تقسیم شوند . ارتباط گامها باید بر پایه ساخت طبقه بندی هدفهای یادگیری انجام گیرد . از نظر تنظیم مطالب ، آموزش برنامه ای را می توان به دو صورت خطی یا شاخه ای عرضه کرد . در آموزش برنامه ای خطی ، گامهای مربوط به یک برنامه به صورت خطی دنبال هم قرار می گیرند و شاگرد باید تمام گامها را مطالعه کند و قدم به قدم پیش برود و مطالعه و فهم مستلزم یادگیری تمام مطالب گنجانده شده در کلیه گامهایی است که پیش از آن قرار گرفته اند . در برنامه ریزی خطی ، معمولاً باید اصول زیر رعایت شود :

1 . شاگرد فعالانه در برنامه شرکت کند و به مطالعه و پاسخ بپردازد .

2 . پاسخهای اولیه باید صحیح باشد و از پاسخ غلط جلوگیری شود ؛ زیرا به قول اسکینز ، پاسخ غلط ممکن است یادگیری را به مخاطره بیندازد .

3 . « بازخورد » باید بیدرنگ بعد از هر فعالیت داده شود .

4 . برنامه باید سیر منطقی داشته باشد و از آسان به مشکل تنظیم شود .

5 . در هر گام نباید رابطه محرک -  پاسخ در اختیار شاگردان قرار گیرد ، بلکه باید آنها را راهنمایی کرد تا خودشان این رابطه را کشف کنند .

6 . شاگرد باید تمتم مراحل گامها را طی کند و قدم به قدم پیش برود .

7 . گامها باید بسیار کوتاه باشند .

8 . گامها باید طوری تنظیم شوند که موجب درک مطلب گردند ، نه حفظ کردن آنها .

در برنامه شاخه ای ، پس از اینکه شاگرد یک « گام » را مطالعه کرد ، باید بتواند با انتخاب یکی از پاسخهای پیشنهادی ، به پرسشی که به مطالب « گام » قبلی مربوط است ، پاسخ دهد . اگر پاسخ شاگرد در مطالعه گامها صحیح باشد ، با انجام دادن تکالف مشکلتر و پیشرفته تر به صورت خطی به کار خود ادامه می دهد و در صورتی که پاسخش غلط باشد ، از خط مستقیم خارج و به « گامهای » جانبی انتقال داده می شود . در این نوع برنامه ها ، گامهای خط مستقیم را چهارچوب اصلی و گامهای جانبی یا انشعابی را چهارچوب جبرانی می نامند . هدف از گامهای جبرانی این است که شاگرد با دریافت مطالب اضافی ، اشتباه خود را تصحیح کند و پس از مطالعه و تصحیح اشتباه به گام اصلی برگردد . مشخصات برنامه شاخه ای به قرار زیر است :

1 . مراحل و گامهای برنامه ، طولانی تر از برنامه خطی است .

2 . گامها به گونه ای است که در صورت عدم موفقیت ، شاگرد به شاخه ها هدایت می شود تا اشتباه خود را تصحیح کند .

3 . همه شاگردان تمام قسمتهای برنامه را نمی خوانند .

اگر چه آموزش برنامه ای روشی خودآموز است ، معلم همواره در آن نقش دارد . البته در این روش ، وقت معلم صرف تهیه سخنرانی و آمادگی برای صحبت در برابر کلاس نمی شود و وظیفه او نقل معلومات نیست ، بلکه او نقش آموزشی خود را به صورت دیگری مانند تهیه هدفهای آموزشی ، آشنایی با مواد و تجهیزات آموزشی ، رسیدگی به فرد فرد شاگردان و ارزشیابی برنامه آموزشی ایفا می‌کند .

آزمایشهای انجام شده نشان داده است که برخلاف تبلیغات زیاد ، روش برنامه ای روش چندان موفقی نیست . البته این روش در غنی کردن و پیشرفت آموزشی ، در حد عناوین معینی ، مانند مفهوم خط کشی مهندسی و نظایر آن مفید تشخیص داده شده است ، اما نتایج بسیاری از آزمایشها آموزش برنامه ای را برای شاگردان خسته کننده اعلام کرده است ؛ حتی در مواقعی ثابت شده است که شاگردان به دنبال راهی بوده اند که خود را از چنین آموزشی خلاص کنند . بعلاوه ، در چنین آموزشی، شاگردان اغلب احساس کمبود پاداشهای اجتماعی و بین گروهی از معلمان و همکلاسان خود داشتند و بعضی از شاگردان با وجود موفقیت در تمام کردن برنامه های مربوط ، قدرت چندانی برای امتحان دادن آن برنامه نداشتند و این نشان دهنده این واقعیت است که آموزش برنامه های ان گونه که طرافداران آن اعلام می کنند ، چندان موفقیت آمیز نیست . ظاهراً یادگیری از این طریق نیز مانند روشهای دیگر می تواند نقایصی داشته باشد .

 

آموزش به وسیله رایانه ( CAI )

رایانه های مورد استفاده در آموزش ، « ماشین آموزشی » نامیده می شوند . در این روش ، روش تدریس برنامه ای توسط ماشین در اختیار شاگردان قرار می گیرد ، بنابراین ، تدریس با ماشین آموزشی همان تدریس برنامه ای است ، با این تفاوت که در تدریس برنامه ای چاپی ، شاگرد خود به ورق زدن مطالب می پردازد و مقدار مطالبی که مطالعه می کند به اختیار خود اوست ، ولی در ماشین های آموزشی ، پیشرفت در مطالعه در کنترل ماشین است و فقط زمانی که شاگرد در یک مرحله از آموزش موفق شود ، اجازه پیشرفت و دریافت مطالب تازه به او داده می شود ؛ بنابراین ، ماشینهای آموزشی CAI  وسایلی هستند که آموزش را به طریق منظم عرضه می کنند و موجب فعالیت شاگرد و باز خورد فوری و آموزش انفرادی می شوند . ماشینهای آموزشی بر اساس نظریه های اسکینر شکل گرفته است و تمام اصول شرطی شدن فعال در آن به کار رفته است . مشخصات ماشینهای تدریس به طور خلاصه عبارتند از :

1 . پاسخ را فوراً تقویت می کند .

2 . شاگرد بر اساس استعداد و توانایی خود برنامه را دنبال می کند .

3 . مفاهیم با یک سیر منطقی در آن تنظیم شده اند .

4 . پرسشها به صورت زنجیره ای به یکدیگر وابسته اند .

5 . شاگرد در صورتی می تواند به برنامه ادامه دهد که مراحل قبل را آموخته باشد .

6 . اطلاعات مربوط به پاسخهای شاگردان ، در آن نگهداری می شود .

7 . اطلاعات از طریق غیر کلامی ( تصاویر ، نمودار و تصاویر متحرک ) نیز به شاگردان ارائه می‌شود .

8 . ماشین بر خلاف انسان دچار عوارضی مانند بی حوصلگی ، عصبانیت و ناراحتی نمی شود .

باید توجه داشت که ماشینهای آموزشی خود به خود دارای ارزش نیستند ، آنچه اهمیت و ارزش دارد ، برنامه ای است که به ماشین داده می شود . چنانچه برنامه ضعیف باشد و اصول یادگیری و تدریس در آن رعایت نشود ، هدف آموزشی تأمین نخواهد شد . به علاوه ، ماشین با تمام مزایای خود هرگز نمی تواند جانشین معلم شود و معلم همیشه نقش حساس خود را در آموزش خواهد داشت ، زیرا وی علاوه بر آموزش ، رابطه عاطفی و انسانی نیز با شاگرد برقرار می کند ، در حالی که ماشین از برقراری چنین رابطه ای ناتوان است . شاید در بعضی موارد ، مانند آموزش عقب ماندگان ذهنی ، ناسازگاری اجتماعی ، دیر آموزان و کند آموزان که مستلزم صبر و حوصله بیشتری است ، ماشین بتواند نقش آموزشی را بهتر ایفا کند ، ولی نکته قابل ملاحظه این است که روابط اجتماعی و انسانی این افراد مهمتر از آموزش آنهاست و معلم می تواند در ایجاد چنین روابطی به آنها کمک کند ، در حالی که ماشین فقط نقش آموزشی خود را ایفا می کند .

 

آموزش انفرادی تجویز شده ( IPI )

در این روش ، هر موضوع درسی به واحدهای کوچکتری تقسیم می گردد و هر واحد برای یک جلسه تدریس برنامه ریزی می شود . برای اینکه مدارس موقعیت شاگردان خود را بدانند ، در آغاز ، ارزشیابی تشخیصی از شاگرد به عمل می آورند تا نقطه آغاز فعالیت خود را بر اساس درجه علمی شاگرد معین کنند . معلم موضوع مناسب را برای شاگرد تعیین می کند و شاگرد معمولاً فعالیت بر روی آن موضوع را به تنهایی آغاز می نماید ، وقتی که یادگیری آن واحد به پایان می رسد ، شاگرد آزمایشی را که قسمتی از آن واحد است می گذارند یا معلم از او امتحان می گیرد و نتیجه آزمایش بلافاصله پس از تحلیل ، اعلام می شود و در صورت رسیدن به حد مطلوب ، واحد بعدی به او ارائه می‌شود  . چنین فعالیتی روزانه تکرار می شود و تقریباً نیمی از زمان آموزش شاگرد را پر می کند . بقیه زمان آموزشی روزانه به فعالیتهای مرسوم از جمله شرکت در بحث گروهی ، ورزش ، سرود و هنر اختصاص می یابد . در این روش ، هر شاگرد بر اساس توانایی خود حرکت می کند . رقابت بین شاگرد در این روش به حداقل خود می رسد و از بین می رود و به جای اینکه شاگرد به هنگام فعالیت شاگردان دیگر ساکت بنشیند و منتظر بماند ، به طور فعال و کامل به وظیفه یادگیری اش می پردازد . معیار ارزشیابی در سطحی بسیار بالاست ، به طوری که شاگرد در صورتی می تواند واحد بالاتر را اخذ کند که 80 درصد یادگیری را کسب کرده باشد . در این نوع آموزش ، گذراندن امتحان به مفهوم تسلط بر محتوای یاد گرفته شده است ، نه بهتر از دیگران بود . در این نوع آموزش ، اگر شاگردی مثلاً جبر سال دوم نظری را خوانده باشد ، به وی اجازه داده می شود که در درس جبر سال سوم شرکت کند ، در حالی که در مدارس معمولی چنین امکاناتی تا شروع سال تحصیلی بعد وجود ندارد ؛ مثلاً شاگرد سال سوم راهنمایی ممکن است ریاضی سال دوم نظری ، انگلیسی سال اول نظری یا تعلیمات اجتماعی سال چهارم نظری را با هم بگذارند . در این نوع آموزش ، هدفهای آموزشی حتماً باید توسط متخصصان برنامه ریزی و روان شناسان تربیتی ، به صورتی مستمر و تسلسلی ،  تنظیم و طراحی شود تا پایه تحصیلی مانع پیشرفت چنین آموزشی نشود .

 

کتاب کسب درآمد از اینترنت در ۷ روز کارت اعتباری ویزا حساب پی پال ثبت دامین و میزبانی وب طراحی وب سایت جذاب